تفاوت مابین «ضربالمثل» و «اصطلاحات ضربالمثلی» در شکل، ساختار و عملکرد آنهاست. امثال و حکم جملهای است کامل با ساختمانی استوار بر پایه و اساسی غیرقابلتغییر، مانند:
اصطلاحات ضربالمثلی، برخلاف امثال و حکم، عباراتی مصطلح و عمومی هستند که ابتدا باید در جملهای جایگزین شوند تا عبارتی کامل حاصل آید. این عبارت کامل نیز برحسب قید زمان، فاعل و مفعول متغیر است، مانند:
این اصطلاحات ضربالمثلی، بدون قرار گرفتن در یک جملهٓ کامل، فاقد خصلتهای ضربالمثل خواهد بود؛ لذا تفهیم عبارات اصطلاحیِ یادشده با اضافات مقدور است، مانند:
بنابراین، عبارات ضربالمثلی را میتوان بهعنوان مواد اولیه (خام) یک اصطلاح ضربالمثلی تعریف نمود: اصطلاحات ضربالمثلی، عباراتی هستند که معنا و مفهوم آنها با معنی هریک از کلماتِ تشکیلدهندهٓ آن، نسبت مستقیم نداشتهباشد، مانند:
مفهوم و پیام این اصطلاحات مثلی با کلمات (گربه، انبان، حجله، دل و قلوه...) هیچگونه رابطهٓ فیزیکی (ارگانیک) ندارد. بهعبارتدیگر، معنی جمله از کلمات تشکیلدهندهٓ آن جمله قابل دریافت نیست. این اصطلاحات تصویری (مجازی) فاقد شجرهنامهاند و ریشه و ماًخذ آنها بهمرورزمان محو شدهاست.†
اشاره شد که امثال و حکم در شکل، ساختار و عملکرد خود از ضربالمثل متمایز میشود و بهعنوان مواد اولیهای محسوب میگردد که باید در جملهٓ کاملی بهکار گرفته شود تا خصلت ظاهریِ ضربالمثل را بهنمایش بگذارد. عبارات و اصطلاحات ضربالمثلی، با هرنوع آرایش و پیرایشی تبدیل به امثال و حکم نخواهند شد. امثال و حکم دارای سنت و اصالت لایزالی است که در اذهان عموم نقش گرفته و دارای رسالت آموزشی و حامل پیام و تجربهٓ زندگی است. درصورتیکه عبارات ضربالمثلی به هر میزان که استقلال معنا و رسالت پیامآوری داشتهباشد، بازهم بهتنهایی قادر به انجام رسالت خود نیست و همیشه متکی بر جمله و پیشدرآمدی توضیحی است. معهذا، خط فاصل دقیقی نمیتوان بین ضربالمثل و اصطلاح ضربالمثلی کشید، بهخصوص که در زبانهای مختلف، این خط فاصل بهطور قابلملاحظهای تغییر مییابد. استاد «کارل فریدریش ویلهلم واندر»، گردآورنده و مؤلف 250,000 امثال و حکم و اصطلاحات ضربالمثلی در پنج جلد، در مقدمهٓ کتابش † به این سؤال پاسخ میدهد:
"از گوشه و کنار و از زبان بعضی از منقّدان شنیده میشود که تفکیک امثال و حکم را از اصطلاحات ضربالمثلی ترجیح داده و پیشنهاد کردهاند که مجموعهٓ «امثال و حکم» باید فقط دربرگیرندهٓ امثال و حکم باشد. اولاً خط فاصل بین این دو مقوله در حالات مختلف غیرقابلتشخیص و تفکیک است، زیرا یک پیام خاص در مقطعی خاص بهوسیلهٓ امثال و حکم، و جایی دیگر بهوسیلهٓ اصطلاح مَثَلی بیان شدهاست که اینجانب با هیچ معیاری امکان تجزیه و تفکیک آنها را ندارم. دوم اینکه، رسالت ادبی و فرهنگیِ «امثال و حکم» با پیشنهاد فوق بهشدت خدشهدار شده و درصورت عملی شدن چنین پیشنهادی، این مجموعه فاقد ارزش بنیادین خواهد شد."
در میان رسالات متعددی که درباب امثال و حکم نوشته شدهاند تحقیقات بسیاری نیز تحت عنوان: چهره ملت ایکس در آیینه امثال و حکم خود، به عمل آمدهاست که تبیینی نافرجام در اخلاقشناسی مردم به وسیله امثال و حکم آن ملت است. این رسالات، یک رشته از ضرب المثلهای ردیف نویسی شده هستند که به غلط آن را «آئینه روح ملت» نامیده و بازتاب خلقیات کل جامعه محسوب شدهاند. از آنجائی که چنین تصوراتی غالباً بر اساس نمونههای انفرادی و تعمیم نادرست آن به تمام جامعه صورت پذیرفتهاست، مستلزم برخوردی اصولی و محتاطانهاست. مثلاً در سنجش ضربالمثلهای:
اگر به منزله نمودار خصوصیات ملت آلمان در زمینه اصالت و درستکاری و همچنین کار و تلاش معرفی شوند، باید به گنجینه امثال و حکم دیگر ملل نگاهی کوتاه بیفکنیم تا به این حقیقت پی برده که دامنه اینگونه ضربالمثلها بسیار وسیعتر از قلمرو زبان آلمانی است. بنا براین با چنین معیاری نمیتوان توجیه و تفسیری بر خصلت و ویژهگیهای اخلاقی مردم آلمان ارائه نمود. این اصل در مورد اکثر قریب به اتفاق امثال و حکم بینالمللی که ریشه در فرهنگ یونانی-رومی، انجیل و قرون وسطا دارند، صادق است.†
آنچه به صورت علم در تاریخ ثبت شدهاست، اندیشه پیشگامان فلسفه در صدهاسال قبل از میلاد مسیح است. فلسفه قبل از سقراط ناظر بر علوم طبیعی بود و با اخلاقیات و دین و آئین مردم و سایر اعتقادات فکری و تربیتی آن دوران، کاری نداشت. فلاسفه تمام کوشش و توان خود را به بحث و بررسی در مورد علوم مادی و فعل و انفعالات طبیعی نموده و توجه خود را صرف علمالاشیاء میکردند. آنچه جزو علم و دانش آن زمان محسوب نمیشد اخلاقیات و اصول اخلاقی و آراء معنوی جامعه بود. علیرغم بی توجهی به این مهم، از بدو تشکیل اجتماعات شهری و تمدنهای باستانی، حتی قبل از ظهور ادیان بزرگ، انسانها به ضرورت اخلاق و ادبیات و فرهنگ وابسته به آن پی برده و به اهمیت آن در زندگی خود، آگاهی داشتند. امثال و حکم نیز قبل از طبقهبندی علوم و قرنها پیش از ظهور فلاسفه، وجود داشتهاست. انسان اجتماعی، از تشخیص میان خوب و بد عاجز نبودهاست و بر اساس تجربه و برخورداری از اساطیر و داستانهای موجود، طبق نیاز و شرایط خود، به ساختن ضربالمثل وعبارات و اصطلاحات اخلاقی پرداختهاست. افکار سقراط در توسعه و رشد اخلاق نقش عمده دارد. وی اخلاق را مهم تر از سایر بخشهای علوم و به طور کلی فلسفه نظری میداند. سیسرو گفتهاست که سقراط فلسفه را از آسمان به زمین آورد. این گفتار بدین معنی است که انسان را به عنوان مرکز ثقل و محور مباحثات فلسفی قرار میدهد. شاگردان سقراط یعنی ارسطو و افلاطون دنباله بحث اخلاق را گرفته و به آن شکل علمی و فلسفی دادند. علم اخلاق به خصوص مرهون مساعی ارسطو است که برای آن اصول و مبانی قائل شد و این قوائد را در دسترس مردم قرار داد.†
نویسندهگانی چون صدادق هدایت، محمد علی جمالزاده، علی اکبر دهخدا، ایرج میرزا، عارف قزوینی، در استفاده و ثبت ضرب المثل های ایرانی تلاشهای بسیاری انجام دادند.
١) هنگام ازدواج بیشتر با گوش هایت مشورت كن تا با چشم هایت. (ضرب المثل آلمانی) ٢ ) مردی كه به خاطر”پول” زن می گیرد، به نوكری می رود. (ضرب المثل فرانسوی) ۳) لیاقت داماد، به قدرت بازوی اوست. (ضرب المثل چینی) ۴) زنی سعادتمند است كه مطیع ”شوهر” باشد. (ضرب المثل یونانی)
ازدواج در ضرب المثل های جهان .
١) هنگام ازدواج بیشتر با گوش هایت مشورت كن تا با چشم هایت. (ضرب المثل آلمانی)
٢ ) مردی كه به خاطر”پول” زن می گیرد، به نوكری می رود. (ضرب المثل فرانسوی)
۳) لیاقت داماد، به قدرت بازوی اوست. (ضرب المثل چینی)
۴) زنی سعادتمند است كه مطیع ”شوهر” باشد. (ضرب المثل یونانی)
٥) زن عاقل با داماد ”بی پول” خوب می سازد. (ضرب المثل انگلیسی)
٦) زن مطیع فرمانروای قلب شوهر است. (ضرب المثل انگلیسی)
٧) زن و شوهر اگر یكدیگر را بخواهند در كلبه ی خرابه هم زندگی می كنند. (ضرب المثل آلمانی)
٨ ) داماد زشت و با شخصیت به از داماد خوش صورت و بی لیاقت. (ضرب المثل لهستانی)
٩) دختر عاقل، جوان فقیر را به پیرمرد ثروتمند ترجیح می دهد. (ضرب المثل ایتالیایی)
١٠ ) داماد كه نشدی از یك شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته ای.(ضرب المثل فرانسوی)
١١) دو نوع زن وجود دارد؛ با یكی ثروتمند می شوی و با دیگری فقیر. (ضرب المثل ایتالیایی)
١٢) در موقع خرید پارچه حاشیه آن را خوب نگاه كن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقیق كن. (ضرب المثل آذربایجانی)
١٣) برا ی یافتن زن می ارزد كه یك كفش بیشتر پاره كنی. (ضرب المثل چینی)
١٤) تاك را از خاك خوب و دختر را از مادر خوب و اصیل انتخاب كن. (ضرب المثل چینی)
١٥) اگر خواستی اختیار شوهرت را در دست بگیری اختیار شكمش را در دست بگیر. (ضرب المثل اسپانیایی)
١٦) اگر زنی خواست كه تو به خاطر پول همسرش شوی با او ازدواج كن اما پولت را از او دور نگه دار. (ضرب المثل تركی)
١٧) ازدواج مقدس ترین قراردادها محسوب می شود. (ماری آمپر)
١٨) ازدواج مثل یك هندوانه است كه گاهی خوب می شود و گاهی هم بسیار بد. (ضرب المثل اسپانیایی)
١٩) ازدواج، زودش اشتباهی بزرگ و دیرش اشتباه بزرگتری است. (ضرب المثل فرانسوی)
٢٠) ازدواج كردن وازدواج نكردن هر دو موجب پشیمانی است. (سقراط)
٢١) ازدواج مثل اجرای یك نقشه جنگی است كه اگر در آن فقط یك اشتباه صورت بگیرد جبرانش غیر ممكن خواهد بود. (بورنز)
٢٢) ازدواجی كه به خاطر پول صورت گیرد، برای پول هم از بین می رود. (رولاند)
٢٣) ازدواج همیشه به عشق پایان داده است. (ناپلئون)
٢٤) اگر كسی در انتخاب همسرش دقت نكند، دو نفر را بدبخت كرده است. (محمد حجازی)
٢٥) انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نیست، ولی می توانیم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب كنیم. (خانم پرل باك)
٢٦) با زنی ازدواج كنید كه اگر ”مرد” بود، بهترین دوست شما می شد. (بردون)
٢٧- با همسر خود مثل یك كتاب رفتار كنید و فصل های خسته كننده او را اصلاً نخوانید. (سونی اسمارت)
٢٨) برای یك زندگی سعادتمندانه، مرد باید ”كر” باشد و زن ”لال”. (سروانتس)
٢٩) ازدواج بیشتر از رفتن به جنگ”شجاعت”می خواهد. (كریستین)
٣٠) تا یك سال بعد از ازدواج، مرد و زن زشتی های یكدیگر را نمی بینند. (اسمایلز)
٣١- پیش از ازدواج چشم هایتان را باز كنید و بعد از ازدواج آنها را روی هم بگذارید. (فرانكلین
٣٢) خانه بدون زن، گورستان است. (بالزاك)
٣٣) تنها علاج عشق، ازدواج است. (آرت بوخوالد)
٣٤) ازدواج پیوندی است كه از درختی به درخت دیگر بزنند، اگر خوب گرفت هر دو ”زنده” می شوند و اگر ”بد” شد هر دو می میرند. (سعید نفیسی)
٣۵) ازدواج عبارتست از سه هفته آشنایی، سه ماه عاشقی، سه سال جنگ و سی سال تحمل! (تن)
٣٦) شوهر ”مغز” خانه است و زن ”قلب” آن. (سیریوس)
٣٧) عشق، سپیده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق. (بالزاك)
٣٨- قبل از ازدواج درباره تربیت اطفال شش نظریه داشتم، اما حالا شش فرزند دارم و دارای هیچ نظریه ای نیستم. (لرد لوچستر)
٣٩) مردانی كه می كوشند زن ها را درك كنند، فقط موفق می شوند با آنها ازدواج كنند. (بن بیكر)
٤٠) با ازدواج، مرد روی گذشته اش خط می كشد و زن روی آینده اش. (سینكالویس)
٤١) خوشحالی های واقعی بعد از ازدواج به دست می آید. (پاستور)
٤٢) ازدواج كنید، به هر وسیله ای كه می توانید. زیرا اگر زن خوبی گیرتان آمد بسیار خوشبخت خواهید شد و اگر گرفتار یك همسر بد شوید فیلسوف بزرگی می شوید. (سقراط)
٤٣) قبل از رفتن به جنگ یكی دو بار و پیش از رفتن به خواستگاری سه بار برای خودت دعا كن. (یكی از دانشمندان لهستانی)
٤٤) مطیع مرد باشید تا او شما را بپرستد. (كارول بیكر)
٤٥) من تنها با مردی ازدواج می كنم كه عتیقه شناس باشد تا هر چه پیرتر شدم، برای او عزیزتر باشم. (آگاتا كریستی)
٤٦) هر چه متأهلان بیشتر شوند، جنایت ها كمتر خواهد شد. (ولتر)
٤٧) هیچ چیز غرور مرد را به اندازه ی شادی همسرش بالا نمی برد، چون همیشه آن را مربوط به خودش می داند. (جانسون)
٤٨) زن ترجیح می دهد با مردی ازدواج كند كه زندگی خوبی نداشته باشد، اما نمی تواند مردی را كه شنونده خوبی نیست، تحمل كند. (كینهابارد)
٤٩) اصل و نسب مرد وقتی مشخص می شود كه آنها بر سر مسائل كوچك با هم مشكل پیدا می كنند. (شاو)
٥٠) وقتی برای عروسی ات خیلی هزینه كنی، مهمان هایت را یك شب خوشحال می كنی و خودت را عمری ناراحت ! (روزنامه نگار ایرلندی)
٥١ ) هیچ زنی در راه رضای خدا با مرد ازدواج نمی كند. (ضرب المثل اسكاتلندی)
٥٢ ) با قرض اگر داماد شدی با خنده خداحافظی كن. (ضرب المثل آلمانی)
٥٣ ) تا ازدواج نكرده ای نمی توانی درباره ی آن اظهار نظر كنی. (شارل بودلر)
٥٤ ) دوام ازدواج یك قسمت روی محبت است و نُه قسمتش روی گذشت از خطا. (ضرب المثل اسكاتلندی)
٥٥ ) ازدواج پدیده ای است برای تكامل مرد. (مثل سانسكریت)
٥٦ ) زناشویی غصه های خیالی و موهوم را به غصه نقد و موجود تبدیل می كند. (ضرب المثل آلمانی)
٥٧ ) ازدواج قرارداد دو نفره ای است كه در همه دنیا اعتبار دارد. (مارك تواین)
٥٨ ) ازدواج مجموعه ای ازمزه هاست هم تلخی و شوری دارد. هم تندی و ترشی و شیرینی و بی مزگی. (ولتر)
٥٩ ) تا ازدواج نكرده ای نمی توانی درباره آن اظهار نظر كنی. (شارل بودلر)